ساده ی ساده

داستان جالبی دارد؛

نرسیده به آبـــرســـان ، دستفروشی ، روی زمین بساط پهن کرده و رز وحشی می فروشد به قیمت پنج . عدد - هزار تومان . رزهای ساده و بسیار قشنگی که تنها مشکلشان این است که نشکفته ، بُریده شده اند ؛

با چانه زنی ، به جای پنج تا ، دوتا جدا می کنم و بر می دارم . به خانه که می رسم ، بلافاصله . هردو را هرس می کنم و داخل آب می اندازم .

 می دانی ؟

فردا این رز باز خواهد شد ..

ولی بهتر می دانیم. اینکه رزی که بریده شده ، هرچقدر . هم زیبا باشد ، می میــرد . 

این سرنوشت تمام گلهای فوق العاده ایست که ........... ریـــشه ندارند.

.

م.ش

/ 4 نظر / 8 بازدید
رها

مطلب قبلیت چقدر چقدر چقدر قشنگ بود.... خیلی قشنگ مینویسی اصلا گلی با نوشته هات حال میکنم حتی اگه بعضی وقتا تلخ باشن

مهدیس

[لبخند] تو خوب بلدی بدون اینکه خودت احساساتی بشی ، احساسات خواننده رو تحریک کنی.

چای گرم شب‌های امتحان

الان متوجه شدم باا برقی لینکت کرده..ببین یکی یکی داری دوستهای من رو می ٔدزدیااا[نیشخند][عینک]