دستهای خالی

عشقی وجود ندارد. بنویسید بچه ها ! به "چند طریق" می توان ..... درس امروز در مورد "جایگشت" هاست .
..
.
.
.
.
.
.
.
.
.
م.ش
/ 10 نظر / 10 بازدید
رها

چه تلخ بود.........[افسوس]

رها

ساده مینویسی اما دلنشین.... مرسی که به من سر زدی..من لینکت میکنم....[چشمک]

چای گرم شب‌های امتحان

بیماری بی ارادگی و اعتماد بنفسی.بیماری تنبلی. تن آسایی. بیماریی که در طول تاریخ زندگی بشر دوست داشتنی ترین نوع بیماری بوده است. بیماریی که هر یک از ما کم و بیش مبتلا به آن هستیم. بیماری ابلومویسم

چای گرم شب‌های امتحان

بیماری بی ارادگی و اعتماد بنفسی.بیماری تنبلی. تن آسایی. بیماریی که در طول تاریخ زندگی بشر دوست داشتنی ترین نوع بیماری بوده است. بیماریی که هر یک از ما کم و بیش مبتلا به آن هستیم. بیماری ابلومویسم

چای گرم شب‌های امتحان

ابلوموف خرده مالک متمولی است که خانه و کاشانه‌ای دارد و آشپزی و نوکری. تمام این‌ها را در طی زمان از دست می‌دهد. او یک ابلوموف است. او حتا توان تغییر خانه و اسباب کشی را ندارد. معشوقه‌ای دارد در آن طرف رودخانه مشرف به خانه او. معشوقه هر روز از پلی برای دیدن او از رد می‌شود. و وقتی پل خراب می‌شود ابلوموف به انتظار زمستان می‌ماند که رود یخ بزند. دیدار با معشوق را به آن وقت موکول می‌کند. ولی آن وقت نیز از رودخانه عبور نمی‌کند. با او ازدواج نمی‌کند و در پایان داستان می‌بینیم که با آشپزی ازدواج می‌کند. برای این‌که هر روز غذای خوب بخورد. با او بحث نکند. او را اذیت نکند....... زاخار یعنی نوکرش از بینوایی به گدایی می‌افتد. هر چند بودن در کنار اربابی چو ایلیا ایلیچ ابلوموف از وی نیز ابلوموفی ساخته که بهانه های تمام نشدنی برای هر گونه کاری را در آستین دارد

چای گرم شب‌های امتحان

ابلوموف خرده مالک متمولی است که خانه و کاشانه‌ای دارد و آشپزی و نوکری. تمام این‌ها را در طی زمان از دست می‌دهد. او یک ابلوموف است. او حتا توان تغییر خانه و اسباب کشی را ندارد. معشوقه‌ای دارد در آن طرف رودخانه مشرف به خانه او. معشوقه هر روز از پلی برای دیدن او از رد می‌شود. و وقتی پل خراب می‌شود ابلوموف به انتظار زمستان می‌ماند که رود یخ بزند. دیدار با معشوق را به آن وقت موکول می‌کند. ولی آن وقت نیز از رودخانه عبور نمی‌کند. با او ازدواج نمی‌کند و در پایان داستان می‌بینیم که با آشپزی ازدواج می‌کند. برای این‌که هر روز غذای خوب بخورد. با او بحث نکند. او را اذیت نکند....... زاخار یعنی نوکرش از بینوایی به گدایی می‌افتد. هر چند بودن در کنار اربابی چو ایلیا ایلیچ ابلوموف از وی نیز ابلوموفی ساخته که بهانه های تمام نشدنی برای هر گونه کاری را در آستین دارد

مرسی کامل و گویا این میگه که آدم هر چی "کنجکاو" ! تر باشه , موفق تره ! D: (; م.ش