رو نـوشــــــت

کتاب خریده ام با عنوان فـُـلان زبان در سفر.. فـُـلان زبان در سی روز.

اصولاً این کتابها چیزهای به درد نخوری هستند برای افراد فراخ. آدمهای چیزهای حاضر. یا بیشتر چیزی هستند مثل بهمن-چیـز (!) که مثلاً سیگار هست ، اما خوش خیالی هست برای دانشجوی بی پول غالباً عائله مند غیر مکتوب و صرفاً جیبی. این را می گذارند توی جیب - دم دست تا هرکس ناغـافل "هِلـو" یی پیش انداخت، "علیـک هِلـو"یی به ناف اش و - صد البت - به ناف اطرافیان ببندد که یعنی من بلدم و شما بلد نیستید .. و شما نمی فهمید ... و شما نفهمیــد !

فایده ندارند اصولاً. تا آخرشان  ورق زدم اما نفهمیدم آخرش توی تاکسی ، داخل مغازه یا اصلاً کف خیابان اگر موردی پیش آمد و فحش ناموسی نوش جان کردم چه جوابی بایـد بدهم ؟؟ اصولاً یاد گیری هر زبان را باید از فحش هایش شروع کرد. آن هم از انواع ناموسی. تجربه ی لذت بخشی هست اینکه یکی ناسزا بگوید و تو به زبان خودش چیزی سنگین تر بارش کنی . باور کن . حیف که من آدم فحش دادن نیستم. همان قدر که آدم رابطه ها نبوده ام. اصلاً نیمی از دوستی ها از همین فحش و دعواهـا شروع می شـود. طرف تعجب می کند که زبانش را بلدی ، می خندد و همین خنده هست که کار دست آدم می دهد..  اگر روزی راننده ی تاکسی به من لبخند بزند - وسط راه هم که باشم - به هر بهانه ای شده پیاده می شوم. این لبخنــد هست که پدر در می آورد. همین لبخنــد پنج سال تمام پدر من را در آورد - توی تبریز.

.

آنجا هم که می رفتم ، یکی خریده بودم. فـلان زبان در سفر. فقط گاهی سفرِ آدم زیاد که نه ... زیـــــادی طول می کشد.

.

م.ش

.

نوشته شده در شنبه ۳ تیر ۱۳٩۱ساعت ٩:٥٩ ‎ب.ظ توسط محمد علی نظرات ()


كد قالب جدید قالب های پیچك