لطفا کمي صبر کن...
![]()
هیچ دوستی نداشتم جز دختری که .. دوستش داشتم ، شاید "خیلی" زیاد ؛ اما .. عاشقش نبودم .
خوشحال بودن در کنار دوستی که دوست داری ، خیلی ارزشمند است ؛
دوستی که هر کاری برای خوشحال بودنش انجام می دهی .. هر کاری می کنی تا لحظه ای هم غم بر چشمانش ننشیند ؛ غمی که تو در این چند سال ، بی هیچ عدالتی تحمل کرده ای .
با هم تولد می گیریم ، با هم درس می خوانیم ، خاطرات خوبمان را تقسیم می کنیم ، دوستهایمان را ، دوستیهایمان را ...
بدی اش این است که دختری که دوستش دارم می خواهد یا "عاشقش باشم" و یا "نباشم" .
و اکنون رفته است ؛
دختری که به جرم عاشق "نبودن" ، اجازه ندارم - حتی - دوستش داشته باشم .
...
.
..
دلم برای "خودمان" تنگ می شود .
.
م.ش